مردم در خصوص احکام قضای روزه چند دسته‌اند: 

دسته اول: زنی که دوره ماهیانه دارد و یا زایمان نموده و یا شخصی که مسافر است. این‌ها روزه خود را در رمضان می‌گشایند و بعداً قضای آن را می‌گیرند. 

دسته دوم: زنی که حامله است و یا طفل شیرخوار دارد، اگر برای سلامت خود یا فرزندش نگران باشد می‌تواند روزه نگیرد. و ارجح این است که بایستی قضای آن را بعد بگیرد و إطعام (مساکین) بر عهده ندارد. زیرا خداوند فرموده: (فَمَنْ کَانَ مِنکُم مَرِیضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ) [البقرة: ۱۸۴]. هر که از شما مریض یا مسافر بود (روزه خود را بگشاید و) به‌‌ همان تعداد در روزهای دیگر روزه بگیرد. و زنی که حامله است و یا طفل شیرخوار دارد در کلمه مریض شامل می‌شود. 

 و در حدیث نیز از انس بن مالک کعبی رضی الله عنه آمده که او به نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم رفت و دید که ایشان در حال خوردن هستند، آنحضرت فرمودند: نزدیک بیا و غذا بخور. او گفت که من روزه‌ام. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: «اجلس أحدَّثْک عن الصلاة وعن الصیام، إن الله تعالى وضع شطر الصلاة، والصوم عن المسافر، وعن المرضع أو الحبلى». (أحمد، ابو داود، نسائی و ترمذی: حدیث حسن) 

بنشین تا درباره نماز و روزه با تو بگویم، خداوند متعال نیمی از نماز را از مسافر برداشته و روزه را برای او و زنی که شیرخوار دارد و یا حامله است برداشته است. 

و برخی علما می‌گویند: آن‌ها هم باید روزه قضاء بگیرند و هم غذا بدهند، و برخی دیگر می‌گویند آن‌ها فقط باید إطعام نمایند. و این اختلاف در موردی است که زن نگران سلامت فرزندش بشود و در روزه برای او خطری احتمال دهد. 

دسته سوم: بیماران که خود دو گروهند: 

اول: مریضی که امید می‌رود که شفا پیدا کند، مانند کسی که تب کرده است، این شخص روزه خود را می‌گشاید و زمانی که بهبود یافت قضای آن را بجا می‌آورد. اگر قبل از اینکه شفا یابد وفات نمود چیزی بر عهده او و یا نزدیکانش نیست. زیرا بر او این واجب بود که زمانی که شفا یافت در سایر ایام قضا بگیرد و او به سایر ایام نرسیده است و قبلا فوت نموده است. اما اگر شفا یافت و امکان قضا داشت اما کوتاهی و تاخیر نمود سپس فوت کرد نزدیکانش بایستی بجای او روزه بگیرند. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: «من مات وعلیه صوم صام عنه ولیه». (متفق علیه) 

هر کس مرد و روزه‌ای بر گردن داشت ولی او برایش روزه بگیرد. 

دوم: مریضی که امید بهبودش نمی‌رود چنین شخصی روزه خود را می‌گشاید و برای هر روز به یک مسکین غذا می‌دهد. 

دسته چهارم: شخص پیری که به فراموشی دچار است و خِرف شده و قدرت تشخیص را از دست داده است، چنین فردی روزه بر او واجب نیست و نه قضایی دارد و نه إطعامی بر عهده اوست. 

 

تذکرهایی در خصوص قضای روزه: 

نخست: برخی مردم قضای روزه را تا بعد از رمضانی دیگر به تاخیر می‌اندازند و اینجایز نیست. زیرا عایشه رضی الله عن‌ها می‌گوید: «کان یکون علیَّ الصومُ من رمضان، فما أستطیع أن أقضیه إلا فی شعبان». یحیى بن سعید الأنصاری روایت می‌کند: الشُّغْل من رسول الله صلى الله علیه وسلم أو برسول الله صلى الله علیه وسلم. (متفق علیه). 

از رمضان چند روز روزه بر گردن داشتم که نتوانستم قضای آن را بگیرم مگر در شعبان. و در روایت یحیی بن سعید انصاری دلیل آن را رسیدگی به رسول الله صلی الله و سلم ذکر نموده است. 

بر اساس این حدیث تاخیر آن تا بعد از رمضان آتی درست نیست. زیرا باعث انباشت روزه بر بنده می‌شود و روزه در سال وقت مشخص دارد و جایز نیست وقت آن را تا سال دیگر به تعویق انداخت. 

دوم: در قضای روزه‌های رمضان آنگونه که برخی می‌پندارند لازم نیست آن‌ها را پی درپی بگیریم و می‌توان یک روز در میان روزه گرفت یا هر گونه دیگر که تمایل داشت. 

سوم: بهتر است که قضای روزه‌ها را زود‌تر بگیریم و در قضای آن‌ها شتاب کنیم تا در این باره وامی نداشته باشیم و انسان در هر لحظه در معرض موت قرار دارد لذا شایسته است در ادای دین خود و روزه قضاء، زود‌تر اقدام نماید و برای مرگ آماده باشد پیش از آنکه ناگهان اتفاقی رخ دهد که فرصت آن را از او بگیرد.